السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

678

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

گرفت كه سپاه اسلام در مدينه باقى بماند و در اطراف شهر ميان خود و دشمن خندق [ 1 ] عريضى حفر كنند تا مانع از نفوذ آنها شوند ، اين ترفند مؤثر واقع شد و غير از دو نفر از دلاوران عرب هيچ كس نتوانست به خندق وارد شود ، اين دو تن عكرمة بن ابو جهل و عمرو بن عبد ودّ بودند ، آن دو در ميان خندق فرياد مبارز خواهى سر دادند ، امّا هيچ كس جرأت رويارويى با آنها را نداشت ، فقط على ( ع ) بود كه براى مبارزه داوطلب شد و پيامبر ( ص ) به او اجازه مقابله دادند ، حضرت على ( ع ) با دلاورى با آن دو مقابله كرد و عمرو بن عبد ودّ را به خاك انداخت ، با مرگ عمرو ، ترس و وحشت سپاه كفر را در بر گرفت و عقب‌نشينى كردند و بعد از بيست روز تأمل بىحاصل در پشت خندق سرانجام با خوارى و خفّت به ديار خود بازگشتند ، بعد از اين پيروزى ديگر قريش جرأت رويارويى با سپاه اسلام را نيافت . مقابلهء با يهود : يهوديان كه اكثرا در مدينه مستقر بودند عبارت بودند از : بنى قينقاع ، بنى نضير ، بنى قريظه ، يهود خيبر ، يهود فدك ، يهوديان وادى قرن و يهوديان تيماء . اين يهوديان با پيامبر اسلام ( ص ) پيمان بسته بودند كه هرگز با دشمنان مسلمين همكارى نكنند و در صدد توطئه عليه مسلمانان نباشند و در برابر زندگى در مدينه به مسلمانان جزيه بپردازند . بنى قينقاع : اوّلين مورد درگيرى با يهود در رابطه با قبيلهء بنى قينقاع بود كه قبيلهء مرفّهى بودند و به امر زرگرى در جزيرة العرب اشتغال داشتند ، روزى يك زن مسلمان براى خريد به نزد زرگرى يهودى رفت و در كنار بساط او نشست ، زرگر گوشه لباس او را به پشت او گره زد و وقتى زن از جاى برخاست قسمتى از اندامش آشكار شد و مرد يهودى به او خنديد ، زن مسلمان دادخواهى كرد و يكى از مردان مسلمان در دفاع از او با زرگر يهودى درگير شد و او را كشت ، يهوديان نيز بر سر او ريختند و آن مرد مسلمان را به قتل رساندند و به اين ترتيب آتش نزاع شعله‌ور شد ، پيامبر ( ص ) براى نصيحت يهود قدم به ميدان نهاد ولى يهود پيامبر اسلام را به تمسخر گرفتند و پيشنهاد جنگ دادند ،

--> [ 1 ] حفر اين خندق به رأى سلمان فارسى صحابى پيامبر ( ص ) صورت گرفت .